خرید بک لینک
درد یعنی که نماندن به صلاحش باشد/ بگذاری برود، آه، به اصرار خودت... #علی_صغری

برچسب: نویسنده: آرشان جعفری تاريخ: شنبه 15 مهر 1396 ساعت: 15:31

مدتی حالم بد بود و اتفاقای خیلی بدی پشت سر هم برام می افتاد! روزها که از خواب بیدار میشدم هیچ هدف خاصی رو دنبال نمیکردم و باید بگم به جایی رسیده بودم که نقطه ی انتهایی یک انسان میتونست باشه... این وسط هم کلاس ریاضیم شروع شده بود!کلاس ریاضی فوق العاده سطحش بالا بود!اولین جلسه ای که رفتم هیچی نفهمیدم!استاد بهترین و معروفترین استاد شهر بود چقدر قبلش به خدا التماس کردم که ای کاش فقط یه جای خالی واسه م

برچسب: نویسنده: آرشان جعفری تاريخ: شنبه 15 مهر 1396 ساعت: 15:31

اصلا بگذار امشب با این همه ناراحتی همه چیز تمام بشود... بگذار عاشقت باشم و دورت کنند...بگذار بروی و گریه کنم... بگذار آزرده شوم و آزرده شوی... بگذار دلم شکسته شود و دلت شکسته شود... بگذار تمام اشک هایمان را امشب تا صبح بریزیم... بگذار در حسرت دیدنت عذاب بکشم.. بگذار تمام تنم یخ کرده باشد نفسم از گریه های متوالی ام قطع شده باشد ولی همه چیز تمام بشود! بگذار زین پس فقط عکس هایت را ببینم... برو عزیزتر

برچسب: ثانیه, نویسنده: آرشان جعفری تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 21:23

"چشم هایم که هیچ کلمات هم گریه می کنند، وقتی از رفتنت می نویسم..." باید چه کنی وقتی که حتی خدا هم نخواست؟ انگار همه ی دنیا حسودی میکردن! شاید به همه کس و همه چیز برمیخورد تو باشی...! یادداشت همین وبلاگ در1شهریور حاکی از ترس این اتفاق بود... واما امروز 30شهریور، اولین روزیست که ندارمت...!امروز اولین روزیست که 3صبح با اشک میخوابم و 7صبح با اشک بیدار میشوم...!امروز اولین باریست که آب میخورم اشک سرازی

برچسب: میلرزد, نویسنده: آرشان جعفری تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 21:23

صفحه بندی